کد مطلب: 5670

تاریخ انتشار: خرداد ۱۲, ۱۳۹۷

افسانه سلطان و شبان

چه شب ها که به انتظار دیدن قسمت بعدی سریال،  به رختخواب می رفتیم و در عالم نوجوانی در آرزوی آن ” عقاب” ( باز) شاهی لحظاتی قبل از خواب را سپری می کردیم که مثلاً/ آن عقاب کجاست؟ آن چوپان چقدر خوش شانس بود! یعنی چنین شانسی نصیب ما هم می شود/ همان موقع با خودم می گفتم که چرا این سریال را برای پخش به ژاپن یا آلمان نمی فرستند؟ هم درآمد زاست و هم برای مردم آنجا  می تواند جذاب باشد/ سالها طول کشید تا متوجه شدم که ” بازِشاهی” مختص فرهنگ ما و یکی از نشانه های هویت ماست/ جذابیت این نوع فیلم ها، یک فرهنگ خاص را می طلبد که افسانه ” هزار و یک شب” و داستان های ” چراغ جادو” و ” پرِ سیمرغ” و  ” همای سعادت” در میان آنها محبوبیت دارد/ نقطه اشتراک تمامی این داستان ها این است: “یک شبه ره صد ساله را پیمودن”.در تمام این داستان ها اثری از کار و تلاش و پله پله پیمودن مشاهده نمی شود/ به نظر شما او می توانست بی تحقیق و شفاف سازی در کشوری مانند ” سوئد” جلوی دوربین برود/ این قبیل داستان ها حاصل گذر ملتی در پیچ و خم های سخت گذر تاریخ است که به واسطه نوع حکومت های خود، تلخ و شیرین های بسیاری را تجربه کرده اند اما هنوز در گذر محتوم از سنت به مدرنیته، توان فراموش کردن آن رویاهای شیرین را ندارند/ رویاهایی که در جهان امروز ” سم مهلک” و افیون ملت ها تلقی می شوند و حتی از نظر جامعه شناسی و به دلیل ” دور زدن” مسیر های درست، نوعی تقلب هم به حساب می آیند

افسانه سلطان و شبان و فرهنگ راحت طلبی ایرانیان  چه خاطرات خوبی با این سریال زیبا داشتیم.هم سن و سالهای خودم و قدری بزرگترها را می گویم که این سریال زیبا را در اوایل انقلاب دیدند .
نقش آفرینی” مهدی هاشمی” با آن سبیل های چخماقی و چشمان سرمه کشیده و اداهای مناسب ، هم در کسوت چوپانی و هم در جامه سلطانی، چقدر زیبا و دلنشین بود.

چه شب ها که به انتظار دیدن قسمت بعدی سریال،  به رختخواب می رفتیم و در عالم نوجوانی در آرزوی آن ” عقاب” ( باز) شاهی لحظاتی قبل از خواب را سپری می کردیم که مثلاً:
آن عقاب کجاست؟ آن چوپان چقدر خوش شانس بود! یعنی چنین شانسی نصیب ما هم می شود؟ و با همین رویاها و صحنه هایی از کاخ شاهی و حرکات زیبای ” گلاب آدینه ” و بازی درخشان مرحوم ” احمد آقالو” به خوابی عمیق فرو می رفتیم…..همان موقع با خودم می گفتم که چرا این سریال را برای پخش به ژاپن یا آلمان نمی فرستند؟ هم درآمد زاست و هم برای مردم آنجا  می تواند جذاب باشد.
اما …

سالها طول کشید تا متوجه شدم که ” بازِشاهی” مختص فرهنگ ما و یکی از نشانه های هویت ماست.
البته نمی دانم این سریال برای کشورهای اروپایی یا شرق دور پخش شده یا نه اما تردید ندارم که جذابیت این نوع فیلم ها، یک فرهنگ خاص را می طلبد که افسانه “ هزار و یک شب” و داستان های ” چراغ جادو” و ” پرِ سیمرغ” و  ” همای سعادت” در میان آنها محبوبیت دارد.

این قبیل داستان ها حاصل گذر ملتی در پیچ و خم های سخت گذر تاریخ است که به واسطه نوع حکومت های خود، تلخ و شیرین های بسیاری را تجربه کرده اند اما هنوز در گذر محتوم از سنت به مدرنیته، توان فراموش کردن آن رویاهای شیرین را ندارند  نقطه اشتراک تمامی این داستان ها این است: “یک شبه ره صد ساله را پیمودن”.در تمام این داستان ها اثری از کار و تلاش و پله پله پیمودن مشاهده نمی شود…باز شاهی بر شانه ای  می نشیند و چراغ جادو ناگهان علاء الدین را به عرش می رساند.
بنابراین:
شاید برای آن ژاپنی که در همان سالها ” اوشینِ” سخت کوش و زحمتکش را برای ما فرستاد، بازِ شاهی و حرکات چوپانی که یک شَبه شاه شده چندان جذاب بلکه قابل درک نباشد. نابغه ۱۱ ساله ای ! را تصور کنید که می گوید شرکت های بسیاری درصدد جذب و استفاده از ایده های او هستند، حرف های او بسیار زیباست، سنجیده حرف می زند اما….

دکتر بهروز صادقی/ متخصص بیماریهای داخلی- خرم آباد

عالی(۲)خوب نبود !(۰)
ارسال دیدگاه